بهزاد نبوی؛ از انقلابیگری تا پشیمانی| چرا چهره شاخص چپ در دهه ۶۰ با ندامت از ماجرای سفارت آمریکا یاد میکند؟

رویداد ۲۴| بهزاد نبوی یکی از شناختهشدهترین چهرههای جریان اصلاحطلب در ایران است که سابقهای طولانی از فعالیتهای سیاسی و حضور در ساختارهای قدرت دارد. او در دهه ۶۰، در شرایط بحرانی پس از انقلاب، به عنوان یکی از نیروهای فعال سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، نماد انقلابیگری و مبارزه سیاسی شناخته میشد. نبوی در آن دوران، به همراه گروههای نزدیک به خود، از جریانهای رادیکال انقلابی حمایت میکرد و برخی اقدامات جنجالی، از جمله حمایت از اشغال سفارت آمریکا، جزو رفتارهای مورد پذیرش او در مسیر انقلابیگری قرار داشت.
بیشتر بخوانید:
اما امروز، پس از گذشت بیش از ۴ دهه، نگاه او به آن دوره کاملاً متفاوت است. نبوی در تازهترین اظهار نظرهایش، ضمن نقد رفتارهای تند اصلاحطلبان دهه ۶۰، اعلام کرده است که برخی مواضع آن زمان، از جمله حمایت از اشغال سفارت، اشتباه بوده است. این اعتراف نه تنها نشاندهنده بازنگری او نسبت به تصمیمات سیاسی گذشته، بلکه نمایانگر تغییر در فهم او از مفهوم انقلاب و مشارکت سیاسی است.
جالب اینکه نبوی پیش از این نیز در مصاحبهای دیگر اعلام کرده بود که با مرور سالها فعالیت سیاسی و تجربههای مختلف، حالا نگاهش به انقلابیگری کاملاً تغییر کرده و حتی میتوان گفت «ضد هر انقلابی» شده است. چنین موضعی از سوی چهرهای که زمانی خط مقدم اقدامات انقلابی بود، نشاندهنده فاصلهای عمیق میان آرمانها و اقدامات گذشته با تجارب و آموزههای سالهای بعد است.
این تحول در دیدگاه نبوی، سوالهای مهمی درباره ماهیت انقلابیگری و پیامدهای آن در طول زمان مطرح میکند. آیا انقلابیگری صرفاً به اقدامات آنی و واکنشی محدود میشود یا اینکه نیازمند بازنگری و تطبیق با شرایط اجتماعی و سیاسی است؟ نبوی با انتقاد از گذشته خود، به نظر میرسد پاسخی به این پرسش داده است: تجربه و گذر زمان میتواند دیدگاه یک فعال سیاسی را دگرگون کند و حتی ارزشها و مواضع گذشته را به چالش بکشد؛ حتی دیدگاه های بهزاد نبوی را!
اعترافات نبوی نماد یک روند گستردهتر در میان برخی چهرههای سیاسی ایران است که پس از سالها فعالیت، زندان و تجربههای مستقیم در ساختارهای قدرت، به بازنگری در مسیرهای پیشین خود دست میزنند. چنین بازنگریهایی میتواند از یک سو به کاهش تنشهای سیاسی و فهم متقابل میان جریانها کمک کند و از سوی دیگر، به نقد تاریخی و روشن شدن چرایی برخی اقدامات گذشته یاری رساند.این تجربه در سیرو سلوک مصطفی تاجزاده نیز مشهود است.
با این حال، برخی منتقدان استدلال میکنند که تغییر مواضع نبوی، اگرچه شخصی و تحلیلی است، اما ممکن است به نوعی پیامدهای عملی و اخلاقی گذشته او را کمرنگ کند؛ چرا که تصمیمات دهه ۶۰ اثرات عمیق اجتماعی و سیاسی داشتهاند و بازنگری امروز، هرچند ضروری، نمیتواند تأثیر آن اقدامات را به کلی خنثی کند.
با وجود این نقد، تجربه نبوی نمونهای بارز از گذر زمان و بازنگری تاریخی است؛ شخصیتی که زمانی پرچمدار انقلابیگری و خط مقدم تحولات سیاسی ایران بود، امروز با دیدگاهی متفاوت و انتقادی نسبت به خود و اقدامات گذشتهاش ظاهر شده است. این تغییر، علاوه بر اهمیت فردی، میتواند درک عمومی از پیچیدگیهای سیاسی دهه ۶۰ و پیامدهای آن را نیز بازتعریف کند.




